آذربايجان

يکی از گاهنامه‌های دانشگاه شماره ای رو به وقايع آذربايجان اختصاص داده بود و مطالب درست و نادرستی رو در اين باره نوشته بود. من هم نامه ای برای آن نشريه نوشتم که بخشی از اون رو اينجا می‌نويسم:

...

متأسفانه از آنجا كه در چندين دهه‏ي اخير هر اقدام براي احقاق حقوق « اقليت‌۱ها » به معني جدايي طلبي تلقي شده است و تنها پاره‏اي از نظرات آنها و آن هم از قلم ديگران به سطور نشر راه يافته است، شناخت‏هاي ناقص از خواسته‏هاي واقعي اقليت‏ها باعث تحليل‏ها و ارائه راهكارهاي نادرست براي حل مسايل آنها گرديده است. امروز و در اين بحبوحه‏ي شلوغي‏هاي آذربايجان اشتباه است اگر اين حركت مردمي و اين فريادها و اعتراض‏ها را تنها به چاپ يك كاريكاتور بي‏سر و ته و مبتذل نسبت دهيم. اين حركت مردمي اعتراضي است بر سياست حاكم. قيامي است عليه تمام تبعيض‏ها، حق‏كشي‏ها، محروميت‏ها و محدوديت‏ها. واكنشي است در برابر تمام اهانت‏هايي كه تا به امروز در حق مردم آذربايجان روا داشته شده است. چرا با چشم‏پوشي از علل اصلي اين وقايع، آنها را به تفرقه افكني برخي از عوامل خارجي منسوب كنيم؟ نگاهي هر چند مختصر به وضعيت اقتصادي مناطق اقليت نشين (اقليت‏هاي قومي و مذهبي) و سياست‏هاي جاري در اين مناطق دلايل اصلي اين وقايع را روشن ساخته و ما را از نظريه‏پردازي‏هاي به دور از واقعيت بي‏نياز مي‏كند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و اما راجع به گاهنامه؛ مطلب «آذربايجان مرز اهورايي» اگرچه اطلاعات وسيع شما را از ايران باستان نشان مي‏دهد اما متأسفانه بر بي‏اطلاعي شما از تاريخ آذربايجان دلالت دارد. امروز آذربايجاني‏ها نه تنها هيچ تعلق خاطري به فسيل شدگان تاريخ ندارند بلكه به هيچ يك از شاهان و زورگويان تاريخ نيز افتخار نمي‏كنند. اگر بابك هنوز زنده است به خاطر آزادگي و ظلم ستيزي اوست و اگر ستارخان و باقرخان هنوز براي ما عزيزند به خاطر عقايد مترقي و جان فشاني آنها براي آزادي و حاكميت اراده مردم است. وگرنه آذربايجاني آنقدر فهيم است كه از قهرمانان بت نسازد و مهمتر از آن، دلش را به داشتم داشتم خوش نكند.

...

1- اقليت در كتابها به گروهي گفته مي‏شود كه عده‏اشان از اكثريت كمتر باشد ولي در بيرون كتابها به كساني اطلاق مي‏شود كه قدرت سياسي نداشته باشند.

/ 3 نظر / 27 بازدید
سعيد

خيلی ممنون از مطلبی که نوشتی. خيلی خوشحالم که در دفاع از وطنمون جواب کوبنده ای به اونا دادی. اميدوارم آدمهايی مثل تو که قلم خوب و زيبايی دارند بيشتر در باب وطنمون بنويسن. در ضمن بالاخره من هم مطلب جدید وبلاگم رو نوشتم.

streetboy

شرمنده من نوشابه با خودم نياوردم که برات باز کنم.(مثل اين رفيقت)

سعيد

سلام. ممنون از لطفت. اما میدونی کار من قشنگ نوشتن نیست. یعنی شاید هم نمی تونم. من آدم واقع بین و تلخی هستم واسه همین متنی هم که نوشتم خیلی تلخ و بیانگر احساسات و نفرت من است. یعنی بیشتر واسه این می نویسم که خودم احساس راحتی کنم و خودم رو تخلیه کنم. من نمی تونم مثل تو قشنگ و موثر بنویسم. اینو بدون تعارف میگم. موفق تر باشی