در نزديكي شهر مراغه روستايي به نام ورجوي قرار دارد كه نام اصلي آن به تركي « ور اؤو » به معني خانه آفتاب است. در اين روستا معبدي قرار دارد كه تاريخ آن به بيش از 2000 سال قبل و به زمان اشكانيان مي رسد و متعلق به آيين مهر (ميتراييسم) است. معبد با معماري صخره‏اي و با طاقهاي ضربي باز به نشانه طاق آسمان در داخل صخره ها كنده شده است.

معبد با يك تالار ورودي كه در كنار آن اتاقي به عنوان اتاق انتظار قرار دارد شروع مي شود و به تالار اصلي مي‏رسد. در كنار تالار اصلي چهار اتاق به نشانه چهار عنصر اصلي (آب، خاك، باد و آتش) كنده شده است. در اتاق آتش طاقچه هايي قرار دارد كه در آنها هميشه آتش را روشن نگاه مي‏داشتند. در اتاق آب هم كه اكنون ديوار آن ريخته است حوضي پر از آب پاك وجود داشته است كه نوزادان تازه متولد شده را غسل تعميد مي دادند.

تالار اصلي به شكل دايره است كه نورگيري به شكل دايره به عنوان خورشيد بر سقف آن قرار دارد. تالار اصلي در انتها با دو پله به تالاري كوچك و از آنجا با يك پله به محراب مي‏رسد كه محل عبادت مؤبد بزرگ بوده است. سه سال قبل دزدها پله ها را دزديده اند و در زير آن راه دو اتاق دو در سه باز شده بود كه معلوم نيست به چه منظوري استفاده مي شده اند. در محراب طاقچه‏اي نسبتا بزرگ در داخل صخره كنده شده كه يك راه هوا به بيرون دارد. احتمال مي‏دهند در اين طاقچه آتش به عنوان پاكترين عنصر در بالاترين نقطه معبد همواره روشن نگاه داشته مي‏شده است.

از يك طرف تالار اصلي دهليزي كنده شده كه به اتاقي كوچك به اندازه اي كه تنها يك نفر بتواند در آن عبادت كند مي رسد و از آن طرف اتاق به محراب راه دارد. ظاهرا روحانيان بايد 40 شبانه روز در اين چله خانه معتكف مي شدند تا پاك شده و به محراب قدم نهند.

در ورودي تالار اصلي دو ستون قرار داشته است كه اكنون تنها قسمتي از يك ستون بر جا مانده است. بر روي ستون علامتي به شكل پاپيون (يك 7 بر روي يك 8 است) حك شده و در زير آن ماري كنده شده كه بي شباهت به ماري كه امروز بر تابلوي داروخانه ها ديده مي‏شود نيست. اين دو سمبل كه در كتاب دن براون (راز داوينچي) نيز به آنها اشاره شده است متعلق به ميترائيسم است كه بعدها در جاهاي ديگر نيز استفاده شده اند. طاقهاي ضربي اتاق انتظار كمي متفاوت از طاقهاي معبد بودند؛ راهنما توضيح داد كه اين طاقها متعلق به دوره اسلامي مي باشد كه برگرفته از طاقهاي معبد است. بعد از اسلام اين معبد به شكل مسجد در آمده و در دور تا دور تالار اصلي آيات قرآن كنده كاري شده است. در تالار كوچك نيز آيات بر روي ديوار ها نقاشي شده بودند كه ظاهرا در دوره مغول روي آنها را با ملاط سفتي پوشانده اند و تنها قسمتهايي از آنها ديده مي شود. چند روز قبل از آنكه ما به معبد برويم يك قبر در تالار اصلي كشف شده بود كه رو به قبله بود و مسلما به دوره اسلامي تعلق داشت.

حدود صد متر دورتر از معبد بناهايي با همان معماري و با همان قدمت كشف شده است كه نشان مي دهد متعلق به بناي معبد است و اين نشان از عظمت و اهميت معبد « ور اؤو » در آن زمان دارد. احتمال مي‏دهند اين معبد بزرگترين و مقدسترين معبد پيروان آيين مهر بوده است.

در زمان حال و در ميان مردم محلي اين معبد به عنوان يك مسجد مقدس شناخته مي‏شود. اغلب زناني كه بچه دار نمي شوند و كودكاني كه لكنت زبان دارند را از دهليز چله خانه مي‏گذرانند تا شفا يابند.

آنچه باعث تأسف بسيار من در بازديد از معبد «ور اؤو» شد عدم رسيدگي و عدم محافظت مناسب از اين بناي ارزشمند تاريخي مي باشد. احتمال مي دهم و حتي مطمئن هستم اگر اين معبد در اصفهان يا شيراز قرار داشت اكنون شهرت جهاني به هم زده بود و ساليانه ميلياردها ريال بودجه و هزاران بازديد كننده داشت. اما امروز اين معبد باستاني ارزشمند بدون كوچكترين حفاظ در سكوتي كامل در دسترس دزدان و قاچاقچيان آثار باستاني قرار دارد.