كورسو

     
 

 

شعر

 
شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٦

در خاطره های من فقط غم بوده است

تا بوده در ایـن سرای، مـاتم بوده است

هر وقـت دلـــم خواستــه کـــاری بـکند

افسوس که دستهای تو کم بوده است

 
  لینک

 

باز هم رباعی از جلیل صفربیگی

 
چهارشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٦

شاید من و تو به هم نباید برسیم

یا نوبت ما هم به سر آید، برسیم

روزی من و تو به هم ... خدا می داند

شاید

 شاید

 شاید

 شاید

 برسیم

 
  لینک

 

فال شب يلدا

 
شنبه ۱ دی ،۱۳۸٦

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن         در کوی او گـدایی بر خسروی گزیدن

بـوسیـدن لب یــار، اول ز دست مـگـذار         کاخر ملول گردی از دست و لب گزیدن

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل          چون بگذریم نتوان دیگر به هم رسیـدن

 
  لینک

 

انسانها، مخلوقات تنها

 
پنجشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٦

انسانها با یکدیگر متفاوتند، و دور از هم، و بی خبر از حال یکدیگر، و این آغاز تنهایی است.

تو از درد پا حرف می زنی و عضله ات گرفته است و دوستت به تیر کشیدن استخوان پایش فکر می کند.

تو به آسمان نگاه می کنی و چشمت دنبال ستاره هاست و همراهت دنبال کفترها می‌گردد.

انسانها از فهم یکدیگر عاجزند.

ممکن است کسی عاشقانه‌ترین سرود جهان، بوسه، را نشانه بی‌بند و باری بداند.

ممکن است کسی احساسی عاشقانه را خودخواهی محض توهین‌آمیزی دریابد.

ممکن است کسی حد و مرزهای اعتقادی تو را قید و بندی دست و پاگیر قلمداد کند.

انسانها با یکدیگر بیگانه اند.

براستی آیا خداوند الگوی واحدی برای آفرینش انسانها نداشت؟

یا به عمد و از روی قصد آنها را چنین متفاوت آفریده که از تنهایی آنها اطمینان حاصل کند؟
 
  لینک

 

ایران سل! کلاهبرداری تحت حمایت قانون

 
دوشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٦

یک روز نشستی تو خونه و داری تلویزیون تماشا می کنی که یهو وسط برنامه 5 دقیقه پیامهای بازرگانی اعلام می شود و از این 5 دقیقه هم نصفش تبلیغات ایران سل: "3 دقیقه به جای 30 دقیقه؛ 30 دقیقه صحبت کنید و تنها هزینه 3 دقیقه را بپردازید".

علاقه مند می شوی و فردا برای تهیه سیم کارت ایرانسل به نمایندگی اش می روی. نمایندگی سیم کارت اعتباری 15 هزار تومانی را به بهانه رند بودن 18 هزار تومان باهات حساب می کند و یک کارت شارژ 5 هزار تومانی را به بهانه پیدا نشدن 6 هزار تومان بهت قالب میکند. با خود فکر می کنی باشه عوضش وقتی مجانی صحبت کنم تلافیش در میاد.

با عجله به خانه میروی و با شوق شرکت در قرعه کشی بزرگ ایرانسل اولین تماس را با ام.تی.ان. ایرانسل برقرار می کنی اما چون صدایی از طرف مقابل به تو نمی رسد تماس را قطع می کنی. دوباره تماس می گیری. این بار صدای دوستت خیلی واضح است اما ظاهرا صدای تو به او نمی رسد. برای بار سوم شماره می گیری و این بار ... (آهنگ عاشقانه ملایم) ... همه چیز رو به راه است. بالشی را زیر آرنجت می گذاری تا از 30 دقیقه صحبت مجانی لذت ببری. هنوز 3 دقیقه تمام نشده که صداهای عجیب و غریب به گوشت می رسد؛ صدای شکستن لیوان، مچاله شدن کاغذ، صدای آروغ زدن اپراتور ایران سل و ... گوشهایت را تیز میکنی تا بلکه بتوانی صدای طرف مقابلت را از میان این جنگل اصوات تشخیص بدهی که این کارت به گوشه قبای جناب ایران سل بر می خورد و سر 4 دقیقه نشده شخصا مکالمه شما را قطع میکند. پس از آن دیگر هر چقدر شماره می گیری یا Number Busy است یاNetwork Busy! بعضی وقتها هم بوق اشکال می شنوی بدون هیچ توضیحی!

وقتی دوباره میزان اعتبارت را چک می کنی می بینی 32290 ریال اعتبار ته سیم کارتت مونده! یعنی بجز 1000 تومان گرانتر خریدن و 283 تومان کسر مالیات، 1488 تومان الو الو کردی و خش خش شنیدی.

اعصابت خورد می شود. تلویزیون را روشن می کنی که فیلم سینمایی رو ببینی اما متوجه می شوی به جای آن سخنرانی رییس جمهور محبوب در چهلمین سفر استانی اش پخش می شود و قبل از آن پیامهای بازرگانی و باز تبلیغات ایرانسل: " یا سیم کارت ایران سل 30 دقیقه صحبت نکنید اما پول ده تا 3 دقیقه را بپردازید. ایران سل! از کی تا حالا؟"

 
  لینک

 

يوهو!

 
یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦

ییییووووووووووووووووووووووووو هههههههووووووووووووووووووووووووووووووو!!!

 
  لینک

 

قطعه‌ای برای تو

 
دوشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٦

مثل یک دفتر ورق خورده                     همه شعرهام رو شده است

قسمت زخم خورده شعرم                    با اشارات تو رفو شده است

هر چه سایه است در نوشته من          با طلوعت بی آبرو شده است

هر چه شیرینی است راجع به             لب تو بحث و گفتگو شده است

در افقهای روشن شعرم                     چشمهای تو جستجو شده است

سالها شد که دستهای مرا                 دست گرم تو آرزو شده است

دیگر از شعر من چه می خواهد            هر چه که بود مال او شده است.

 

 
  لینک

 

لبخندهای غم انگیز

 
جمعه ۱۸ آبان ،۱۳۸٦

در انتظار یک لحظه خنده تو

یک روز من به گریه گذشت

یک «دوستت دارم» از زبان تو را

 بی شک

            عمری گریستن باید

ن.ش.

 
  لینک

 

چرا خدای مهربان؟ چرا؟

 
شنبه ٥ آبان ،۱۳۸٦

بزرگترین ظلمی که خدا در حق بندگانش کرده این است که ما نمی توانیم احساس خود را کاملا بشناسیم و نمی توانیم آنچه را شناخته ایم دقیقا در قالب کلمات بیان کنیم و  غم انگیزتر اینکه دیگران نیز از درک و احساس آنچه بر زبان آورده ایم عاجزند.

 
  لینک

 

بعد از هزاران سال، آنسوی هزاران فرسنگ

 
شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٦

زمانی نوشته بودم

اگرچه هزاران فرسنگ دورتر

          اگرچه هزاران سال دیرتر

کسی هست که مرا دوست دارد

و من بخاطر او

                     زندگی خواهم کرد

الان خوشحالم که آن موقع زندگی را انتخاب کردم

 
  لینک

 

ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ


نویسندگان وبلاگ
مترسك





آمار وبلاگ